برندینگ

برندینگ

به عقيده ي بزرگان در اين عرصه برند سازي حاصل پيام ها و تبليغات رسانه اي است كه هرچه اين عناصر بيشتر باشد نام تجاري قوي تر خواهد بود.
با برتري دادن به يك برند مي توان باعث افزايش اعتبار و شهرت آن در بين ديگر برند ها شد كه اين امر موجب فروش بيشتر و قيمت گرانتر محصولات و خدمات شد

ويژگي برندينگ :

برندينگ بايد يك پارچه باشد (integrated) كه اين يكپارچگي موجب خلق يك هويت واحد مي شود. اگر يكپارچگي نباشد در ذهن مخاطبان يك برند چند شخصيتي به نظر مي آيد پس بهتر است كه يك تصوير ذهني داشته باشند تا چندين تصوير ذهني بد و مغشوش.

 متناسب با شرايط محیطی باشد (context oriented):

محيط يا context به معناي در نظر گرفتن كليه بخش هاي محيط است كه عبارت است از : خرد(micro)، نيمه خرد ( market) و كلان ( macro) و زمان
همچنين يك عامل مهم براي تدوين يك برند، سن برند است به اين منظور كه براي سنين مختلف برند هاي مختلفي متناسب با آن ها وجود داشته باشند.

اختصاصي براي يك برند باشد (Exclusive ):

يونيك و اختصاصي بودن كمپين ممكن است متودولوژي كار را تغيير ندهد اما همه خروجي هاي آن را چنان تحت تأثير قرار دهد كه ارائه كمپين را به برند ديگر غير ممكن مي كند .

همه جانبه و جامع باشد (Holistic ) :

همه جانبه و جامع بودن يك كمپين يعني بتواند حامل همه ي جنبه هاي برند باشد يعني استراتژيك (Strategic)، مفهومي (Conceptual)، تصويري (Visual) و كلامي (Verbal) باشد اگر يك برند همه جانبه و جامع نباشد ممكن است مورد تهاجم برند رقيب قرار بگيرد.
يك برندينگ مناسب كه همه ي ويژگي هاي يك برندينگ خوب را كه در مقابل به آن ها اشاره كرديم را اگر داشته باشد موجب رونق كسب و كار شما مي شود. همچنين از عمده دستاورد هاي برندينگ آن است كه مي تواند به خوبي پيام شما را منتقل كند و سبب افزايش اعتبار شما مي شود.
نكته مهم در زمينه ي برندينگ اين است كه مهم نيست كه ما خود راجع به برندمان چگونه مي انديشيم بلكه تصورات مشتريانمان است كه مهم است و باعث رشد روزافزون برند ما مي شود.

فوايد برند سازي :

_افزايش ميزان وفاداري مشتريان

_موفقيت در فرايند هاي بازاريابي و فروش
_ افزايش اعتبار
_توليد ثروت و درامد بيشتر

فوايد برندينگ براي مشتريان :

_ امكان نقد از محصولات
_ امكان شناسايي محصولاتي كه مشتريان به آن ها علاقه مند هستند يا علاقه مند نيستند
_ به مشتريان اين امكان را مي دهد كه كيفيت محصولات خاص را از طريق مشخصه محصولات ارزيابي كنند .
_ كاهش ريسك خريد براي مشتريان
_در كمترين زمان ممكن كالا را دريافت كنند
_ شناختن فروشنده

برندينگ یا برند سازی:

ابتدايي ترین مفهوم براي برندينگ به معني دادن وعده در خصوص يك برند و سپس تعهد انجام آن كار مي باشد. در حقيقت برندينگ يكي از مهمترين جنبه هاي هر كسب و كار اعم از كوچك و بزرگ،جزئي و يا تجاري است.يك استراتژي برندينگ موثر در يك بازار رقابتي فزاينده به شما حاشيه ي عمده مي بخشد. اما حقيقتا برندينگ به چه معناست و چگونه روي كسب و كار شما تاثير مي گذارد؟

اگر بخواهيم دلايل پيشرفت يك شركت و يا يك كارخانه را ارزيابي كنيم ميتوانيم به وضعيت برند آن شركت دقت كنيم كه آيا محصولات اين كارخانه يك برند شناخته شده است يا خير؟
برند سازي يا برندينگ فرايندي منظم است كه براي ايجاد آگاهي و افزايش وفاداري مشتري استفاده مي شود .هدف اصلي از برند سازي يك محصول، خدمت يا سازمان ايجاد ذهنيت و چشم انداز نسبت به تجارت خود در مشتريان است.
برند و برندينگ فقط طراحي لوگو و انتخاب فونت سازماني نيست بلكه كل كار برندينگ اين است كه ذهنيت افراد را به شكلي خاص در بياورد كه خاص شويد و افراد (خاص و عام) به سراغ برند ديگر نروند و در تمام اين مسير لوگو ، فونت، مدل طراحي كارت ويزيت تنها بك ابزار براي برندينگ هستند. براي برند سازي هشت ابزار در اختيار مديران بازاريابي قرار ميگيرد تا بتوانند يك برند قوي در بازار بسازند كه عبارت است از:
۰٫ تبليغات
۰٫ روابط عمومي
۰٫ پيشبرد فروش
۰٫ بازاريابي مستقيم
۰٫ فروش شخصي
۰٫ بسته بندي
۰٫ رويداد ها و اسپانسرينگ
۰٫ خدمات مشتري

 

برندینگ

برندینگ

برندینگ

برندینگ

برند های معروف چگونه “برند” شدند؟

قوانین پایه ای و کاربردی برندهای موفق

یکی از سوالاتی که اغلب در ذهن بسیاری از صاحبان کسب و کار وجود دارد این است که برندهای موفق چگونه به این نقطه رسیدند و رمز موفقیت آنها چه بوده است. در اینجا به ذکر مواردی می پردازیم که در نظر داشتن آنها به عنوان اصولی پایه ای حائز اهمیت فراوان است.

برندسازی برای مردم است:

برندهای خوب با “مردم” شروع می شوند. به عبارت دیگر برای ایجاد برندی موفق آنچه باید در ابتدا مد نظر قرار بگیرد پاسخ به این سوال است که هدف از ایجاد چنین برندی برای افراد چیست و به دنبال پاسخگویی به کدام نیاز مصرف کنندگان است. فراموش نکنید که یک برند برای مردم ساخته می شود پس آنچه در این پروژه نیز اهمیت دارد تماما مربوط به مصرف کنندگان است.

همان طور که قبلا هم بسیار گفته شده، یک طرح و لوگوی خوب نقش بسیار مهم و اساسی در پروژه ی برندینگ دارد، اما همه ی آنها نیست. نمی توان برندینگ را در واژه ی لوگو خلاصه کرد. داشتن طرح و لوگویی مناسب فقط یکی از اجزای لازم و ضروری برای شروع پروژه ی برندسازی است در واقع لوگو فقط بعد تصویری یک برند است. هوش، درایت، علم و دانش چاشنی هایی هستند که در سراسر این پروژه باید وجود داشته باشند و در تک تک فعالیت های برندسازی باید حضور داشته باشند تا نتیجه ی آن برندی قوی، هدفمند و پایدار باشد

فراموش نکنید که برندسازی فرآیندی دو طرفه است.

فرآیندی میان صاحبان کسب و کار و مشتریان. در نتیجه باید ارتباطی مناسب میان این دو گروه برقرار شود تا برندسازی موفق شود. اگر مردم برند شما را دوست دارند، شما نیز باید آنها را دوست داشته باشید و بتوانید پیوندی عمیق با مصرف کنندگان خود برقرار کنید و آنها را فقط به چشم خریدار نگاه نکنید. هرچه این ارتباط دو طرفه عمیق تر باشد برندی بهتر و در نتیجه مصرف کنندگانی وفادارتر خواهید داشت. مصرف کنندگان دوست دارند که در دید صاحبان کسب و کار مهم و با ارزش جلوه کنند و احساس کنند اگر برندی ساخته می شود برای رضایت بیشتر آنهاست نه صرفا سودآوری برای مالکین. وظیفه ی شماست که این احساس و پیوند عمیق را ایجاد کنید.

برندها برای خود شخصیت دارند.

شخصیتی که می تواند بسیار منحصر به فرد و خاص و یا بسیار پیش پا افتاده و بی ارزش باشد. مهم این است که این شخصیت در هر صورت تاثیر زیادی در اجتماع دارد و یا با قدرت خود ارزشی افزوده ایجاد می کند و یا سریعا از بین می رود. پس مهم این است که از همان ابتدا برای شخصیت برند خود برنامه ریزی داشته باشید. اگر می خواهید جایگاهی ویژه داشته باشید باید شخصیتی متمایز ارائه کنید.

علاوه بر شخصیت، نکته ی مهم دیگر “پیام” برندهاست. برند شما چه پیامی را به مصرف کنندگان خود انتقال می دهد. آیا پیامی دارد یا خیر؟ پیام یک برند همچون ستونی است که تمامی بخش های دیگر بر آن بنا می شود. پس اگر پیامی برای گفتن ندارید اساسا “برندی” نخواهید داشت. هرآنچه که در تبلیغات و ارتباطات شما با مصرف کنندگان بیان می شود باید حول محور پیام شما باشد. مصرف کنندگان می خواهند بدانند شما برای آنها چه چیزی عرضه می کنید و هدف شما از آن چیست.

برندها برای خود شخصیت دارند.

تولید محتوای مناسب (داستان سرایی) برای برند از دیگر موارد پایه ای است که برای موفقیت برند باید بدان توجه داشت. البته باید توجه داشت که محتوای برندتان و داستانی که بیان می کنید با پیام برندتان سازگاری و همخوانی داشته باشد. داشتن داستانی پر محتوا و عمیق که حاکی از تجربیات فراوان صاحبان کسب و کار باشد، بی شک بر مصرف کنندگان تاثیر خواهد گذاشت.

آنچه در پایان باید عنوان کرد این است که برندسازی همچون داستانی پر ماجرا است. نه راهی مشخص و هموار که فقط آن را طی کنیم. را در زندگی آنبرند ها باید قدم به قدم در کنار مصرف کنندگان حرکت کنند و راه خود را پیدا کنند.

تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که آنچه را انجام می دهید واقعاً دوست داشته باشید. اگر تاکنون آن را نیافته اید به جستجویتان ادامه دهید. کنار ننشینید. اگر راجع به کارتان مشتاق و علاقمند نیستید، نمی توانید منشاء نوآوری باشید.
کتابهای زیادی درباره راز موفقیت اپل به چاپ رسیده است.از تاریخچه استیو جابز تا ایده های مدیریت داخلی اپل.ولی به طور کل شاید بتوان راز موفقیت این شرکت را بر پایه ۶دلیل خلاصه کرد:
۱) مهندسان سازنده محصولات اپل تلاش می کنند محصولاتی را بسازند که خودشان می خواهند داشته باشند.به طور مثال خود استیو جابز تا وقتی زنده بود بزرگترین استفاده کننده محصولات اپل بود و برای همین مهندسانی که برایش کار می کردند با درک این مسئله محصولاتشان را طراحی می کردند.
۲) استیو جابز اصرار داشت محصولات اپل باید در استفاده آسان باشند.با اینکه طرح محصولات اپل یکی از مهم ترین نکاتی است که این محصولات را متمایز می کند ولی تا زمانیکه استفاده ار انها آسان نباشد از نظر اپل هیچ ارزشی برای مشتری ندارد.
۳) سادگی ای که این شرکت در تنوع محصولاتش دارد.به طور مثال اپل بر خلاف دیگر شرکت ها از هر محصولی فقط یک طرح ارائه می دهد مثلا iphone فقط یک طرح دارد ،بر خلاف Nokia که مدل های مختلف موبایل را ارائه می دهد و آشنایی با هر کدام از این مدل ها یک کارشناس را می طلبد.وجود فقط یک نوع ا ز این محصول این امکان را به مشتری می دهد که زودتر تصمیم بگیرد و گیج نشود.
۴) استیو جابز معتقد بود اگر حتی تکنولوژی در استفاده آسان باشد،تنوع کارهایی که مردم در تکنولوژی به کار مبرند باعث بوجود آمدن پیچیدگی می شود و مشتری ها در هر مرحله ای احتیاج به راهنما هایی کوچک پیدا خواهند کرد.اولین فروشگاه اپل در سال ۲۰۰۲ در توکیو باز شد که در این فروشگاه ها اپل بهترین خدمات را به مشتریان ارائه می دهد به طوریکه وقتی مشتری وارد یکی از فروشگاه های اپل می شود فروشنده ها در زمان استقبال از آنها می پرسند که چه کاری دوست دارند انجام بدهند.سوالی که می تواند اصلی ترین دلیل ورود یک شخص به یک فروشگاه لوازم گجتی باشد.
۵) اپل به عنوان یک شرکت تولید کننده لوازم گجتی هیچ وقت سعی به معرفی یا اختراع محصول جدیدی نکرده است.تنها کاری که کرده این بوده که گجتی موجود در بارار را به شکلی بهتر و پیشرفته تر ارائه کند.به طور مثال اپل کامپیوتر را اختراع نکرد بلکه بهترش کرد.جاناتان ایوکی از طراحان شرکت اپل می گوید:هدف ما خیلی واضح است،طراحی و ساخت محصولاتی بهتر.اگر ما نتوانیم محصولات بهتری ارائه بدهیم اصلا سراغش نمی رویم.

۶) ترس اصلی رقیبان اپل این است که این شرکت حداقل ۲ سال در صنعت و محصولاتش از بقیه رقبانش جلوتر است.اپل در حال حاضر روی محصولی کار می کند که حداقل ۲ سال دیگر به بازار عرضه خواهد شد.

 

برندینگ

برندینگ

برندینگ

برندینگ

این شش اصل بوسیله کارشناسان تکنولوژی دلایل اصلی موفقیت اپل معرفی شده‌اند و به نظر می رسد که این شرکت هم چنان رشد خواهد کرد و بخش بزرگی از سهم بازار را در دست خواهد گرفت.
رشد فروش مراکز تجاری اپل در سراسر دنیا ، تجارتی مولتی میلیون دلاری را برای این شرکت رقم زده است که همه به علت راهنمایی های صریح کارمندان و همچنین توجهات متفکرانه بر روی کوچک ترین جزیئات است، به عنوان مثال چه موزیکی را برای نمونه نمایشی دستگاه های خود استفاده کنند. روزنامه وال استریت نگاهی مو شکافانه به عملیات فروش شرکت اپل انداخته و چاشنی اسرار آمیزی که باعث توفیق در فروش این شرکت شده را کشف کرده است.
این روش های به شدت محافظه کارانه عبارتند از:
• نظارت سخت گیرانه بر کارکنان: کارکنان شرکت اپل اجازه ی حرف زدن در مورد شایعات با مشتریان را ندارند و تکنسین ها حق مطرح کردن اشتباهات جزئی را نیز ندارند. اگر شما از کارکنان اپل باشید و در مورد این شرکت در اینترنت مطلبی را منتشر کنید اخراج خواهید شد. تاخیر به هیچ گونه قابل تحمل نیست و کارکنانی که ۳ بار در ظرف ۶ ماه بیش از ۶ دقیقه تاخیر داشته باشند نیز اخراج می شوند.
• تاکید بر بالا بردن میزان رضایت مشتریان است نه بر میزان بالای فروش، که به اختصار به آن APPLE می گویند.

برخورد با مشتریان با خوش آمد گویی گرم و خودمانی Approach
بررسی مودبانه برای دریافتن کامل نیازهای مشتری Probe
گوش فرا دادن و حل کردن هر مسئله و دلواپسی Listen
خاتمه دادن با وداعی گرم و دعوت به بازگشت End
• به عنوان بخشی از قانون اول APPLE (برخورد گرم با مشتری)، تکنسین ها ترغیب شده اند که به حرف های مشتریان گوش داده و با پاسخ های خود اطمینان حاصل کنند که نیازهای مشتری را تماما درک کرده اند. فروشندگان تشویق شده اند راه حل هایی برای سهولت کار مشتریان بیابند نه ای
نکه فقط فروش داشته باشند.
• فروشندگان اجازه ندارند تلفظ غلط مشتریان را تصحیح کنند. کارکنان تازه وارد باید مراحل و تمرینات سختی که ممکن است چند هفته به طول انجامد را بگذارنند تا بتوانند وارد بخش اصلی شوند.
• فروش از ۱۹-۱۵ دلار در ساعت توسط فروشندگان عادی شروع می شود ولی با هنر فروشندگی و نبوغ فروشندگان خبره این فروش به ۳۰ دلار در ساعت افزایش می یابد. تغییر در میزان فروش شرکت بسیار نادر است و خیلی از فروشندگانی که در می یابند دیگر جایی برای پیشرفت ندارند، دست از کار می کشند.
• هیچ سهم و کمیسیونی برای فروش در کار نیست، کارکنان اپل تشویق می شوند که بسته های خدماتی را به فروش برسانند. اگر کارکنان نتوانند به میزان کافی از طرح های مورد خواسته ی شرکت پیروی کنند دوباره به واحد آموزش برخواهند گشت و یا اینکه پست اجرایی شان در مرکز فروش تغییر می کند.
این اهرم های کلیدی و حتی فراتر از اینها به هم پیوسته اند تا تجربه ای منحصر بفرد را به وجود آورند که در طی هر ۱۵ دقیقه میلیون ها مشتری را به مراکز فروش شرکت اپل بکشانند.

همین امروز تجارت خودتون رو آغاز کنید وب طراح مجری طراحی سایت فروشگاه اینترنتی و اپ موبایل برترین برند ها

مشاوره و فروش

۰۲۱-۲۲۲۵۱۲۸۹

۰۹۱۲۳۲۴۲۷۶۷

مشاوره آنلاین